تبليغاتX
نوای پاییزی

نوای پاییزی

چشمان منتظرم در انتظار توست

ترا من چشم در راهم شباهنگام

ترا من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

ترا من چشم در راهم شباهنگام.

در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یاد آوری یا نه

من از یادت نمی کاهم


ترا من چشم در راهم شباهنگام

+ نوشته شده در  Wed 28 Nov 2007ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط ن ا  | 

قطار می‌رود  تو می‌روی  تمام ایستگاه می‌رود و من چقدر ساده‌ام كه سالهای سال در انتظار تو كنار این

 قطار رفته ایستاده‌ام و همچنان به  زینه ‌های ایستگاه رفته تكیه داده‌ام.

+ نوشته شده در  Tue 27 Nov 2007ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط ن ا  | 

سلام پاییزی:

پاییز را دوست دارم.  فصل شاعرانه ها و فصل تنهایی ها من!

فصل که مرا بیاد روزهای می اندازد که با تو در هوای سرد پاییزی قدم می زدم و برگ های زرد پاییزی

 مانند امید های نا تمام من در زیر پاهای تو از بین می رفت.

و کاش امتداد لحظه تکرار با تو بودن بود. بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم.

 

 

+ نوشته شده در  Mon 26 Nov 2007ساعت 8:6 قبل از ظهر  توسط ن ا  |