با گذشت هر روز و هر سال می بینم محبت و صمیمیت از دل ها رخت بر می بندد.
شنیده بودم زنده گی در غرب چنین شده است اما حال این موضوع را در زادگاه خودم نیز می بینم.
مرا به یاد شعر شاعر فارسی زبان اخوان ثالث می اندازد که می گوید:
سلامت را کسی پاسخ نمی گوید هوا بس ناجوان مردانه سرد است
اما چرا این گونه شود لبخند و سخن خوش خرچی نمی خواهد.
این موضوع مانند دها مشکل دیگر هر روز دل افسرده مرا افسرده تر می سازد.
دوستان بیایید با محبت زنده گی کنیم.
