تبليغاتX
نوای پاییزی

نوای پاییزی

چشمان منتظرم در انتظار توست

4 JUN

امروز پنجشنبه (14 جوزا) است.

من هر چند اکنون در وظیفه هستم، اما افکارم متوجه برنامه های فردایم می باشد.

شاید فردا یکی از محدود روز های باشد که محور همه برنامه من هستم و دید همه متوجه من بوده و من هم چون بار اول می باشد که در  یک چنین موقعیت قرار می گیرم کمی استرس دارم.

اما فردا کوشش خواهم کرد تا حد امکان از این فشار روانی فرار نموده و خود را کنترول کنم.

فردا جمعه قرار است مراسم نامزدی (شیرنی خوری) من برگزار شود. مراسم چند مرحله دارد.

هر چند من خود مخالف این همه مراسم ها هستم، اما فردا ناگزیرم آن را اجرا کنم.

می خواستم مراسم را نیز این جا بنویسم اما در مورد معلومات ندارم، زیرا به دلیل مخالفت که با برگزاری این گونه مراسم ها داشتم تا کنون ندیده ام.

البته روز ها بعد در آن مورد نیز برای خودم می نویسم.

+ نوشته شده در  Thu 4 Jun 2009ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط ن ا  | 

امروز جمعه 29 MAY

می خواستم هر روز این جا چیزی بنویسم، اما مشکلات کاری و جنجال های تازه زنده گی نمی گذارد.

به هر حال زنده گی پر از ماجر است، ماجرا های مثبت و منفی.

دو روز گذشته هم با اعلام نامزد شدنم صدها پیغام مسنجری، تلیفونی و ایملی از دوستانم دریافت کردم.

شام روز چهارشنبه جمعی از دوستانم به خوردن شام دعوتم کردند، اما پول آن را من پرداختم.

شب پنجشنبه بازی نهایی جام فوتبال قهرمانان اروپا را تا بعد از نیمه های شب تماشا کردم و روز آن نیز به دلیل کم خوابی روزی خسته کننده و خواب آوری را سپری کردم.

اما به دلیلی این که از فوتبال بارسلونا خوشم می آید و از برنده شدن آن تیم خوشحالم.

همین خستگی نگذاشت به تمرین خودم برسم.

و حالا امروز جمعه است و من سر کار آمده ام و مصروف کار در دفترم هستم.

یکی از شبکه های تلویزیونی یک فلم هندی با دبلاژ فارسی نشر می کند دارم این فلم را تماشا می کنم.

تا بعد

+ نوشته شده در  Fri 29 May 2009ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط ن ا  |